قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
984
تاريخ الفي ( فارسى )
و عبد اللّه بن ظبيان سر او را از تن جدا كرده « 1 » نزد عبد الملك برد . « 2 » عبد الملك در جمادى الاوّل سال مذكور مظفّر و منصور به كوفه درآمد « 3 » و عراقيان با او بيعت كردند . در كتب معتبره مسطور است كه در آن روز كه عبد الملك در قصر امارت كوفه قرار گرفت و سر مصعب را پيش او نهادند شعبى ، كه از حضّار آن مجلس بود ، با وى گفت : « 4 » عجب حالتى است كه در اين قصر سر امام حسين ، عليه السّلام ، را ديدم كه پيش ابن زياد آوردند ، و سر ابن زياد را در همين موضع پيش مختار ديدم ، و سر مختار را همين جا در حضور مصعب ديدم ، اكنون سر مصعب را پيش امير المؤمنين مىبينم . عبد الملك از اين سخن متغيّر شده فرمود تا آن قصر را خراب كردند . مدّت حيات مصعب به روايت ابن جوزى چهل و پنج سال بود . « 5 » عبد الملك بعد از قتل مصعب چهل روز در كوفه توقّف كرد . بعد از آن متوجّه دمشق گرديد و ايالت كوفه را به برادر خود ، بشير بن مروان ، تفويض نمود و حكومت خراسان به بكر بن وشاح ، كه يكى از معارف آن ديار بود ، ارزانى داشت . در روضة الصفا آورده كه سبب دليرى عبد الملك بن مروان بر جنگ مصعب ، با وجود آنكه مصعب به شجاعت و مردانگى مشهور و معروف بود و عبد الملك از وى ملاحظهء تمام داشت ، آن بود كه اكثر اهل كوفه مكتوبات به عبد الملك نوشته او را به آمدن [ به ] عراق تحريض مىكردند . و اين معنى را مهلّب بن ابى صفره در وقتى كه مصعب از كوفه بيرون مىرفت و مهلب را به جانب اهواز مىفرستاد به عرض مصعب رسانيده گفت : در اين محل كه عبد الملك به طلب اكثر امراى تو جرأت نموده به جانب عراق مىآيد مرا از ملازمت تو دور بودن مصلحت نيست . امّا چون تقدى چنين بود كه مصعب كشته شود سخن مهلّب را قبول نكرد و گفت : دفع خوارج تعلّق به تو دارد . تو را البتّه بايد رفت . چون مهلّب به جانب اهواز متوجّه شد مصعب ، ابراهيم بن اشتر را كه از قبل او حاكم نصيبين و ساير بلاد جزاير بود طلب داشت . چون ابراهيم به مصعب ملحق شد از اوضاع لشكر دانست كه تمامى مردم ميل به عبد الملك دارند و عبد الملك به تمامى امراى مصعب مكتوبات نوشته و ايشان را به وعده مناصب ارجمند فريفته به ابراهيم بن اشتر نيز رقعهاى نوشته بود ، و ايشان
--> ( 1 ) . ابن ظبيان پس از اينكه سر مصعب را بريد ، پيش عبد الملك بر زمين زد و شعرى بدين مضمون خواند : « تا هنگامى كه پادشاهان با حق و داد بر ما حكومت كنند حق ايشان را رعايت مىكنيم ، در عين حال كشتن ايشان بر ما حرام نيست . » متن عربى ابيات مزبور را در عقد الفريد ( ج 4 ، ص 411 ) و الكامل ، ( ج 6 ، ص 226 ) بخوانيد . ( 2 ) . محلّ كشته شدن مصعب دير جاثليق ، واقع در ساحل رود دجيل ، بوده است . ( 3 ) . عبد الملك قبل از ورود به كوفه مدّت چهل روز در نخيله ماند ؛ - الكامل ، ج 6 ، ص 227 . ( 4 ) . گويندهء اين سخنان در الكامل و نهاية الأرب عبد الملك بن عمير ثبت شده است . ( 5 ) . مصعب همسر سكينه ، دختر امام حسن ( ع ) ، بوده است .